دستهای تو منو به اوج پرواز می بره
با داشتنت یه احساس زیبا تمام وجودم را قلقلک می ده و شادی این لحظه از عسل شیرین تره و به خدا قسم که من این شیرینی را با هیچ چیز تو این دنیا عوض نمی کنم. خنده ی تو منو به آسمان می بره و توی آسمون می بینم که همه ی ستاره ها به تو حسودی می کنن وابرها برای باریدن رخصت از تو می گیرن. و من عاشقم ، عاشق تو ، خنده ی تو و لحظه ی گرم در آغوش گرفتن و بو سیدن تو... زندگی یه پایانه که این پایان با توآغاز می شه ، آغازی سبز و سرشار از مهربانی تو ... پسرم آرزویی جز داشتن زندگی زیبا برای تو ندارم و اگه روزی زشتی ها در زندگی ات رخنه کردن بدان که من پشت یک ابر انتظار دی...
نویسنده :
مامان سامیار کوچولو
22:17








